آیا لولا ماشین لباسشویی قابل تعمیر است؟

۹ بازديد

لولا ماشین لباسشویی یکی از قطعات مهم در ساختار درب دستگاه است که وظیفه نگه داشتن درب و ایجاد امکان باز و بسته شدن صحیح آن را بر عهده دارد. این قطعه اگرچه ساختار نسبتاً ساده‌ای دارد، اما نقش بسیار مهمی در عملکرد صحیح ماشین لباسشویی ایفا می‌کند. در صورتی که لولا دچار مشکل شود، درب دستگاه ممکن است به درستی بسته نشود و در نتیجه عملکرد کلی دستگاه با اختلال مواجه شود. به همین دلیل بسیاری از کاربران هنگام بروز مشکل در این قطعه این سؤال را مطرح می‌کنند که آیا لولا ماشین لباسشویی قابل تعمیر است یا باید به طور کامل تعویض شود.

در پاسخ به این سؤال باید گفت که امکان تعمیر لولا به نوع خرابی آن بستگی دارد. در برخی موارد مشکل ایجاد شده در لولا بسیار ساده است و می‌توان آن را بدون نیاز به تعویض قطعه برطرف کرد. برای مثال یکی از مشکلات رایج در لولا ماشین لباسشویی شل شدن پیچ‌های آن است. لولا معمولاً با چند پیچ به بدنه دستگاه و درب متصل می‌شود و اگر این پیچ‌ها در طول زمان شل شوند، درب دستگاه ممکن است کمی پایین بیاید یا به درستی در جای خود قرار نگیرد. در چنین شرایطی معمولاً با سفت کردن پیچ‌ها مشکل برطرف می‌شود.

در برخی موارد نیز ممکن است لولا از محل صحیح خود کمی جابه‌جا شده باشد. این مشکل نیز معمولاً با تنظیم مجدد لولا قابل حل است. تعمیرکار می‌تواند با تنظیم دقیق موقعیت لولا باعث شود درب دستگاه دوباره در وضعیت مناسب قرار بگیرد و به راحتی باز و بسته شود.

گاهی نیز مشکل لولا به دلیل وجود آلودگی یا جرم در اطراف آن ایجاد می‌شود. تجمع گرد و غبار یا مواد شوینده در محل اتصال لولا ممکن است باعث سخت شدن حرکت درب شود. در این حالت تمیز کردن محل لولا می‌تواند به بهبود عملکرد آن کمک کند.

با این حال در بسیاری از موارد خرابی لولا به گونه‌ای است که تعمیر آن امکان‌پذیر نیست. برای مثال اگر لولا دچار خمیدگی شده باشد، معمولاً بازگرداندن آن به شکل اولیه دشوار است. حتی اگر لولا تا حدی صاف شود، ممکن است استحکام اولیه خود را از دست داده باشد و دوباره دچار مشکل شود.

همچنین در صورتی که لولا شکسته باشد، عملاً امکان تعمیر آن وجود ندارد. لولا باید بتواند وزن درب دستگاه را تحمل کند و در صورت آسیب جدی نمی‌تواند این وظیفه را به درستی انجام دهد. در چنین شرایطی بهترین و مطمئن‌ترین راه حل تعویض لولا است.

یکی دیگر از مواردی که معمولاً نیاز به تعویض لولا دارد، فرسودگی شدید این قطعه است. اگر لولا در اثر استفاده طولانی‌مدت دچار لقی یا ضعف شده باشد، ممکن است دیگر نتواند درب دستگاه را به درستی نگه دارد. در این حالت نیز تعویض قطعه توصیه می‌شود.

نکته مهم این است که تعویض لولا معمولاً هزینه زیادی ندارد و انجام آن می‌تواند از بروز مشکلات بزرگ‌تر جلوگیری کند. برای مثال اگر لولا خراب باشد، ممکن است درب به درستی بسته نشود و فشار اضافی به قفل درب وارد شود. این موضوع می‌تواند باعث خرابی قطعات دیگر دستگاه شود.

به همین دلیل در بسیاری از موارد تعمیرکاران ترجیح می‌دهند به جای تلاش برای تعمیر لولا، آن را با یک قطعه جدید و سالم جایگزین کنند. این کار باعث می‌شود درب دستگاه دوباره به صورت صحیح و ایمن کار کند.

در نهایت می‌توان گفت که لولا ماشین لباسشویی در برخی شرایط قابل تنظیم یا تعمیر جزئی است، اما در صورت آسیب جدی بهترین گزینه تعویض آن است. استفاده از یک لولای باکیفیت و مناسب با مدل دستگاه می‌تواند باعث شود درب ماشین لباسشویی دوباره به صورت روان و بدون مشکل باز و بسته شود. برای لولای لباسشویی اینجا کلیک کنید.

نقطه شروع بازسازی اقتصاد در دوره پس از جنگ

۶ بازديد

روغنی‌زنجانی: اعتمادسازی و اصلاحات سیاست خارجی پیش‌شرط بازسازی موفق است | یکی از مشکلات جدی امروز، نارضایتی بخشی از جامعه نسبت به مسئولان است

اقتصادنیوز: آیا وقتی هنوز به صلح پایداری نرسیده‌ایم، می‌توان از یک برنامه بازسازی موثر سخن گفت؟ این پرسش، نقطه آغاز گفت‌وگو با مسعود روغنی زنجانی است درباره آینده اقتصاد، پیامدهای ادامه درگیری و دشواری‌های سیاستگذاری در شرایطی است که به نظر می‌رسد فرصتی برای ایجاد صلح ایجاد شده است.
نقطه شروع بازسازی اقتصاد در دوره پس از جنگ | روغنی‌زنجانی: اعتمادسازی و اصلاحات سیاست خارجی پیش‌شرط بازسازی موفق است | یکی از مشکلات جدی امروز، نارضایتی بخشی از جامعه نسبت به مسئولان است

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از دنیای اقتصاد، در شرایطی که هنوز سایه جنگ و بی‌ثباتی بر تصمیم‌گیری‌های کلان سنگینی می‌کند، صحبت از بازسازی و برنامه‌ریزی توسعه بیش از هر زمان دیگری نیازمند دقت و واقع‌بینی است.

مسعود روغنی زنجانی، رئیس اسبق سازمان برنامه و بودجه در دوران جنگ هشت ساله تحمیلی، در این گفت‌وگو از نسبت میان جنگ، صلح و امکان بازسازی اقتصادی می‌گوید؛ نسبتی که به‌گفته او نمی‌توان آن را با فرض‌های شتاب‌زده و تصمیم‌های عجولانه پیش برد. آیا وقتی هنوز به صلح پایداری نرسیده‌ایم، می‌توان از یک برنامه بازسازی موثر سخن گفت؟

 

این پرسش، نقطه آغاز گفت‌وگویی است درباره آینده اقتصاد، پیامدهای ادامه درگیری و دشواری‌های سیاستگذاری در شرایطی است که به نظر می‌رسد فرصتی برای ایجاد صلح ایجاد شده است.

* درحالی‌که تفاهم‌نامه‌ای میان ایران و آمریکا برای پایان دادن به جنگ امضا شده، طرح ایده بازسازی در چنین شرایطی به چه شکل می‌تواند باشد؟

از زمانی که جنگ علیه ایران آغاز شد، عملا این بحث مطرح بوده است که این جنگ تا کجا ادامه خواهد یافت. تحلیل‌های مختلفی ارائه شد که بر اساس آنها برخی معتقدند طرفین، یعنی آمریکا و ایران، به دلیل منافعی که در پایان جنگ دارند، در نهایت به صلح خواهند رسید. در مقابل، برخی دیگر بر این باور بودند که جنگ ادامه خواهد یافت و حتی به یک جنگ گسترده تبدیل خواهد شد.

 
 

بر این اساس، می‌توان سه گزینه را از این تحلیل‌ها استخراج کرد. گزینه نخست، وقوع جنگ گسترده است؛ یعنی فرض را بر این بگذاریم که این جنگ به یک درگیری فراگیر منتهی می‌شود. در این صورت، نتیجه جنگ به میزان تاب‌آوری طرفین بستگی خواهد داشت و بر اساس آن، پیروز جنگ مشخص خواهد شد. گزینه دوم، صلح جامع است؛ به این معنا که طرفین در نهایت به یک توافق جامع دست یابند و شکاف تاریخی میان ایران و آمریکا پر شود. در چنین شرایطی است که می‌توان برنامه‌های توسعه اقتصادی شتابان را طراحی و اجرا کرد.

اما دیدگاه من متفاوت است. به اعتقاد من، همزمان شاهد جنگ و صلح خواهیم بود؛ زیرا با توجه اهدافی که ترامپ برای جنگ با ایران اعلام کرده، به‌رغم مواضع مختلف در این مورد و شرایطی که در آن قرار دارد، وضعیت مناسب، گسترش جنگ یا حصول صلح پایدار نیست. مثلا عبور تورم آمریکا از ۴درصد که ۶۰درصد آن ناشی از افزایش قیمت نفت است و تحت فشار قرار گرفتن اقتصاد جهانی (در این ۱۰۰ روزه ۱۳‌میلیون بشکه روزانه به اقتصاد جهان نرسیده است) در این وضعیت موثر بوده است. از طرف دیگر نقش و منافع اسرائیل در این جنگ و همچنین شرایط سیاسی داخلی آن، ساختار فعلی قدرت در ایران و اهدافی که از سوی ایران برای این جنگ تعریف شده نیز در این امر تاثیرگذار بوده است. در اقتصاد ایران نیز، عملا صادرات نفت صفر شده بود و ذخایر کالا‌های اساسی در شرایط اضطراری قرار گرفته و کسری شدید بنزین تا حد ۲۵‌میلیون لیتر و صادرات کالا‌های غیرنفتی به‌شدت افت کرده بود و این امر نیز مورد موثر دیگری در این وضعیت بود. من فکر می‌کنم تا زمانی که ترامپ در قدرت است (حدود دو تا دو سال و نیم از دوره او باقی مانده) در صورتی که حادثه خاصی رخ ندهد، وضعیت هم جنگ و هم صلح ادامه خواهد داشت؛ هرچند ممکن است آتش‌بس‌های مقطعی و گزینشی برقرار شود؛ اما در مجموع با این وضعیت پرتنش مواجه خواهیم بود.

 

با این فرض، معتقدم طرح مساله بازسازی از سوی مجلس، اگر بر این فرض استوار باشد که در چنین شرایطی می‌توان بازسازی را به‌طور جدی اجرا کرد، طرحی ناپخته، عجولانه و بدون توجه کافی به پارامتر جنگ و آثار آن بر متغیرهای اقتصادی است و از این جهت قابل قبول نیست. همان‌گونه که برنامه هفتم عملا مسکوت مانده و هیچ مرجع رسانه‌ای، دانشگاهی یا دولتی انتظار تحقق نرخ رشد تعیین‌شده را ندارد، این طرح نیز به همان ترتیب صرفا وقت‌گیر است و در نهایت کنار گذاشته خواهد شد.

همچنین باید به این موضوع توجه کنیم که ما در کشور تجربه‌ای در زمینه بازسازی داشته‌ایم و آن مربوط به پایان جنگ هشت‌ساله تحمیلی است؛ زمانی که پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸، فرآیند بازسازی آغاز شد. این تجربه، تجربه‌ای ارزشمند بود و می‌توان از آن برای دوره‌ای که جنگ پایان یابد استفاده کرد.

* در آن مقطع، چه شرایطی حاکم بود و چه اتفاقی رخ داد که معتقدید تجربه آن روزها می‌تواند در شرایط امروز به کمک ما بیاید؟

در طول جنگ، از سال ۱۳۵۹ که آغاز شد تا سال ۱۳۶۷ که پایان یافت، نوعی بازسازی به این معنا وجود داشت که نیروهای صدام، هواپیماها و موشک‌های آنان، منازل مسکونی، مدارس و دانشگاه‌ها را هدف قرار می‌دادند و ما برای آنکه روند عادی زندگی در کشور متوقف نشود، برخی مراکز را بازسازی می‌کردیم. برای مثال، در مورد مدارس، امکان توقف آموزش وجود نداشت.

اما این اقدامات، بنیه و پایه اساسی بازسازی به معنای واقعی آن نبود؛ بلکه نوعی مقاومت و پیامی به دشمن بود مبنی بر اینکه هرچقدر هم حمله کند، کشور از حرکت بازنخواهد ایستاد. بنابراین اگر منظور از بازسازی، چنین مفهومی باشد، موضوع متفاوتی است. البته شرایط امروز نیز تفاوت‌های اساسی با آن دوره دارد. در آن زمان، ما با کشوری در حال جنگ بودیم که دیگران از آن حمایت مالی، تسلیحاتی و تکنولوژیک می‌کردند؛ اما امروز با یک ابرقدرت جهانی مواجه هستیم و اسرائیل نیز در کنار آن قرار دارد و احتمال همراهی سایر کشورها نیز وجود دارد.

در دوران جنگ، به هیچ وجه این بحث مطرح نبود که در همان زمان جنگ، یک بازسازی اصولی و ساختاری برای رفع مشکلات و بحران‌های احتمالی آغاز شود. بازسازی زمانی شروع شد که جنگ پایان یافت؛ به این نکته توجه داشته باشید: جنگ خاتمه یافت، قطعنامه پذیرفته شد، صلح برقرار شد و سپس ستاد بازسازی تشکیل شد.

در آن مقطع شکافی که امروز از منظر سرمایه اجتماعی مشاهده می‌شود، وجود نداشت. مردم به حاکمیت باور کامل داشتند. جامعه همان‌گونه که در دوران جنگ با تمام وجود پشتیبانی می‌کرد، در دوره بازسازی نیز با اشتیاق همراهی نشان داد. شاید مهم‌ترین متغیری که حاکمیت باید در بازسازی فیزیکی به آن توجه کند همین بازسازی سرمایه اجتماعی و افزایش اعتماد مردم به حاکمیت است و این کار از همین حالا باید شروع شود زمان نباید از دست برود.

 

* آقای دکتر طرحی که مجلس ارائه کرده، نوعی سیگنال برای صلح جامع محسوب نمی‌شود؟ به نظر می‌رسد از یک زاویه می‌توان گفت ما احتمالا در شرایط «نه جنگ و نه صلح» یا «هم جنگ و هم صلح» باقی خواهیم ماند؛ بنابراین طرح ایده بازسازی در حال حاضر یا کنار گذاشتن برنامه پنج‌ساله هفتم اقدام درستی نیست. اما از زاویه‌ای دیگر می‌توان این‌گونه برداشت کرد که شاید مجلس با این اقدام می‌خواهد به جامعه یا حتی به جهان سیگنال بدهد که کشور در مسیر پایان دادن به تنش‌ها و حرکت به سوی صلح قرار دارد. آیا می‌توان چنین تفسیری نیز از این اقدام داشت یا خیر؟

 

به همین دلیل است که می‌گویم من این برداشت را نمی‌پذیرم. به نظر می‌رسد در ذهن طراحان این طرح چنین تصوری وجود دارد که اگر به برخی از پیشنهادهای ایران نگاه کنیم، ایران به دنبال صلح جامع است و اگر مهلت ۶۰ روزه‌ای نیز مطرح شده، احتمالا با این هدف بوده که به همان صلح جامع دست پیدا شود. برای نمونه، برخی از بندهای پیشنهادی، چنین برداشتی را القا می‌کنند. بنابراین ممکن است در ذهن آنها این فرض شکل گرفته باشد که موضوع با طرف مقابل تقریبا به‌طور شفاهی حل‌وفصل شده است.

اما واقعیت این است که دست‌کم تا اینجا، با توجه به بمباران‌های اخیر، چنین برداشتی تایید نمی‌شود. طرف مقابل قابل اعتماد نیست و وقتی چنین وضعیتی وجود دارد، نمی‌توان برنامه‌ای تنظیم کرد که بر مبنای فرض پایان بحران در آینده نزدیک باشد. به همین دلیل نمی‌توان گفت از فردا برنامه‌ای مانند برنامه هفتم را کنار بگذاریم و مسیر دیگری را آغاز کنیم. برنامه‌ای که تدوین می‌شود باید راهنمای عمل در شرایط بحرانی باشد؛ شرایطی که اکنون نیز در آن قرار داریم. می‌شود نام این برنامه عملی را برنامه عبور از شرایط هم صلح و هم جنگ گذاشت.

* قاعدتا بازسازی نیاز به منابع دارد و چه بهتر که این منابع از سمت سرمایه‌گذاری خارجی صورت بگیرد. بعد از اتمام جنگ هشت ساله برنامه‌ای برای سرمایه‌گذاری خارجی‌ها در فرآیند بازسازی وجود داشت؟

در همان زمان به یاد دارم که شخصا جلسه‌ای در سازمان برنامه برگزار کردم و در آن، سفرای کشورهای مختلف را دعوت و درباره برنامه‌های توسعه و بازسازی کشور توضیح دادم و به پرسش‌های آنان پاسخ گفتم. مسیر برای ما روشن بود؛ می‌دانستیم به کجا می‌رویم و آنان نیز علاقه‌مند بودند که برای سرمایه‌گذاری وارد کشور شوند.

ستاد بازسازی تشکیل شد و برای رفع گره‌های احتمالی که ممکن بود در مسیر بازسازی ایجاد شود، که نیازمند تایید عالی‌ترین مقام کشور بود، کل برنامه بازسازی برای اخذ نظر ارائه شد. برای نمونه در آن زمان، جریان چپ با هرگونه سرمایه‌گذاری خارجی و اخذ وام از خارج مخالفت می‌کرد. این موضوع به اطلاع رهبری وقت رسید. ایشان با توجه به اقتدار و کاریزمایی که داشتند، پس از تایید و امضا، عملا موانع اصلی چون سرمایه‌گذاری خارجی را از پیشِ روی برنامه‌های بازسازی و توسعه برداشتند. مستندات این موضوع نیز موجود است. در واقع، با این اقدام، سنگ بزرگی از مسیر اجرای برنامه‌های بازسازی و توسعه کنار گذاشته شد؛ در مورد مانع احتمالی ذکر شده داستان از این قرار بود

در تاریخ ۱۳۶۷.۶.۲۱ جناب آقای خامنه‌ای که در آن زمان رئیس‌جمهور بودند، نامه‌ای به آقای میرحسین موسوی نخست وزیر می‌نویسند و در آن اعلام می‌کنند که سیاست‌هایی که در شورای بازسازی به تصویب رسیده و به محضر رهبر کبیر انقلاب اسلامی تقدیم شده بود، با موافقت ایشان برای برنامه‌ریزی و اجرا به دولت ابلاغ می‌شود.

نکته مهم این است که سیاست‌های کلی بازسازی پیش‌تر به نظر امام خمینی رسیده بود. در آن جلسات رؤسای سه قوه و نیز وزرا حضور داشتند. اما چون جریان چپ اساسا با سرمایه‌گذاری خارجی و اخذ وام از خارج مخالفت داشت این بند نیز به شرح زیر حل شد.

در بخشی از این متن توضیح داده می‌شود که منابع ارزی لازم برای طرح‌های بازسازی یا سرمایه‌گذاری چگونه باید تامین شود. چهار منبع مطرح می‌شود که من فقط به منبع چهارم اشاره می‌کنم. در متن آمده است: «استفاده از منابع خارجی در چارچوب مقررات و ضوابط وزارت امور اقتصادی و دارایی و بانک مرکزی، در مورد طرح‌های تولیدی خاصی که به تصویب مراجع قانونی می‌رسد.»

سپس تاکید می‌شود که رعایت موارد زیر ضروری است: «استفاده از منابع خارجی باید با حفظ کامل منافع و حاکمیت جمهوری اسلامی، در چارچوب سیاست خارجی کشور و بدون ایجاد کوچک‌ترین وابستگی سیاسی انجام شود. همچنین باید تضمین‌های کافی برای انتقال فناوری، تربیت نیروی کارشناسی، اولویت استفاده از مواد اولیه و کالاهای واسطه‌ای داخلی و بهره‌گیری از تمامی ظرفیت‌های موجود کشور در نظر گرفته شود.»

 

در ادامه نیز تصریح شده است که «این سرمایه‌گذاری‌ها عمدتا باید در پروژه‌های کلیدی و مهم مانند نفت، گاز، فولاد، نیروگاه و پتروشیمی انجام شود؛ حوزه‌هایی که برای توسعه کشور اهمیت راهبردی دارند و صنایع پایین‌دستی آنها می‌تواند اشتغال گسترده‌ای ایجاد کند.»

نکته جالب اینجاست که در مقایسه با شرایط فعلی، اگر کشوری قصد بازسازی واقعی داشته باشد، باید منابع لازم برای آن را نیز در اختیار داشته باشد. مساله این است که در شرایط فعلی، ما حتی در تامین این منابع از خارج نیز با محدودیت‌های جدی مواجه هستیم (البته در صورت تجدید‌نظر در ساختار سیاست خارجی این موضع منتفی می‌شود که نیاز به زمان خواهد داشت). به همین دلیل است که می‌گویم در وضعیت کنونی، طرح چنین برنامه‌ای با واقعیت‌های موجود فاصله دارد.

نکته جالبی که شاید بد نباشد به‌عنوان یک بحث حاشیه‌ای مطرح کنم این است که در آن سند حتی اشاره‌ای به آمریکا یا اروپا نشده و نام کشور خاصی برای جذب منابع یا سرمایه‌گذاری ذکر نشده است؛ مقصودم این است که وقتی بحث بازسازی مطرح می‌شود، باید تکلیف مناسبات بین‌المللی نیز روشن باشد.

* آیا اکنون چنین وضعیتی وجود دارد؟ آیا اگر امروز چنین برنامه‌ای را آغاز کنیم، مانند دوره پس از جنگ هشت ساله، فردا کشورهای مختلف مراجعه می‌کنند و می‌پرسند چه نوع سرمایه‌گذاری یا همکاری‌ای مورد نیاز شما است؟

در شرایط فعلی چنین چیزی مشاهده نمی‌شود. در مجموعه مذاکرات و طرح‌هایی که مطرح شده، بسیاری از این موارد ارائه شده‌اند، اما طرف مقابل اساسا توجهی به آنها نکرده و اهداف دیگری را دنبال می‌کند؛ هم اهداف منطقه‌ای، هم اهداف مرتبط با داخل ایران و هم اهدافی در سطح بین‌المللی.

بنابراین شرایط به‌گونه‌ای نیست که تصور کنیم اگر امروز اعلام بازسازی کنیم، سرمایه‌گذاران خارجی به استقبال بیایند. از این رو، طرح بازسازی به معنای جامع آن ـ یعنی در شرایط صلح کامل ـ در وضعیت کنونی موضوعیت ندارد. این همان چیزی است که در برخی از مذاکرات نیز مطرح شده، اما واقعیت این است که شرایط آن فراهم نیست. تحلیل من این است که تا زمانی که ترامپ در قدرت باشد، ما در وضعیتی قرار داریم که نه می‌توان آن را صرفا جنگ نامید و نه صلح؛ بلکه حالتی از «هم جنگ و هم صلح» است. اگر بگوییم صلح، بلافاصله در جامعه نوعی امید ایجاد می‌شود و انتظارات شکل می‌گیرد. به همین دلیل من تعبیر «هم جنگ و هم صلح» را به کار می‌برم. در چنین وضعیتی، عوامل مختلف، به‌ویژه در سطح مسوولان، سیگنال‌هایی به جامعه می‌دهند و جامعه نیز بر اساس آن برنامه‌ریزی می‌کند، اما ممکن است فردای آن روز، مانند امروز، همه چیز دگرگون شود. در واقع، سیگنال‌های روشنی به جامعه داده نمی‌شود.

به نظر من باید بر اساس واقعیت‌ها با جامعه سخن گفت، دست‌کم در حوزه اقتصاد. مهم‌ترین نکته‌ای که باید به آن توجه کرد این است که شرایط اجتماعی و سیاسی امروز با دوره جنگ هشت‌ساله تفاوت اساسی دارد اکنون مردم نگران و ناراضی‌اند و بسیاری از آنان مسوولان را مورد پرسش قرار می‌دهند. در نهایت، پس از حدود ۵۰سال اداره کشور، شرایط به نقطه‌ای رسیده که در بسیاری از شاخص‌ها وضعیت مطلوبی مشاهده نمی‌شود.

 

البته این به معنای آن نیست که هیچ اقدامی صورت نگرفته است، اما انتظار این بود که قطار اقتصاد کشور در مسیر توسعه حرکت کند، نه اینکه دچار توقف یا حتی عقبگرد شود. اکنون در برخی حوزه‌ها احساس می‌شود که ریل‌ها آسیب دیده، حرکت‌ها متوقف شده و حتی در مواردی به عقب بازگشته‌ایم. به همین دلیل است که با طرح بازسازی در شرایط فعلی موافق نیستم.

 

* آقای دکتر، منظور شما این است که شرایط بازسازی پس از جنگ هشت‌ساله، حتی در مقایسه با وضعیت فعلی، حتی اگر صلح جامع هم برقرار شود، مناسب‌تر و آسان‌تر بوده است؟

بله، دقیقا همین‌طور است. در آن زمان با روی کار آمدن آقای‌ هاشمی و سپس آقای خاتمی، جامعه جهانی به سمت ایران روی آورد و استقبال کرد. ما توانستیم از بانک جهانی و سایر نهادهای مالی بین‌المللی وام دریافت کنیم. البته در برخی موارد، اگر آمریکا می‌خواست مانع ایجاد می‌شد؛ درحالی‌که ما عضو آن نهادها بودیم و سهم و منابعی در آنها داشتیم.

با این حال، از آن زمان تا پیش از جنگ‌های اخیر و حتی قبل از تشدید تنش‌ها، شرکت‌های خارجی متعددی وارد ایران شدند؛ از شرکت‌های نفتی گرفته تا شرکت‌های فعال در حوزه پتروشیمی و سایر بخش‌ها. اما متاسفانه به دلیل اختلاف‌نظرهایی که در درون حاکمیت وجود داشت، برخورد مناسبی با این سرمایه‌گذاری‌ها صورت نگرفت. بخشی از حاکمیت اساسا با این نوع همکاری‌ها موافق نبود و به‌رغم اسناد بالادستی که برای شما یاد آوری کردم، عملا بسیاری از سرمایه‌گذاری‌های خارجی با شکست روبه‌رو شد و از ایران خارج شدند.

در دوران جنگ هشت ساله چنین رقابت یا تضادی بین نیرو‌های سیاسی و شکاف اعتماد بین مردم و حاکمیت وجود نداشت. همه می‌گفتند جنگ پایان یابد و پس از آن کشور را بازسازی می‌کنیم؛ همان‌گونه که در بسیاری از کشورها پس از پایان جنگ رخ می‌دهد و دولت‌ها، بخش خصوصی و نهادهای مالی بین‌المللی برای بازسازی وارد عمل می‌شوند.

اما اکنون شرایط متفاوت است. تجربه‌های گذشته برای جهان نیز درس شده است؛ از جمله تجربه سرمایه‌گذاری خارجی در ایران و مشکلاتی که شرکت‌ها با آن مواجه شدند.

* به نظر شما مشکلات امروز که مهم‌ترین آن تورم است تا چه حد می‌تواند بین دولت و ملت شکاف ایجاد کند و فرآیند بازسازی را با اختلال مواجه سازد؟

یکی از مشکلات جدی امروز، نارضایتی بخشی از جامعه نسبت به مسوولان و نیز نسبت به شرایط جنگ و تحریم است. به نظر من در صورت عدم اعمال راه‌حل بنیادی در رفع گسیختگی اعتماد بین مردم و حاکمیت و اصلاح ساختار سیاست خارجی نه تنها امکان رشد شتابان نخواهیم داشت بلکه بعد از این دشمن دقیقا از همین مسیر وارد خواهد شد و بحران‌های داخلی را تشدید خواهد کرد؛ یعنی از طریق تحریم‌ها، محدود کردن فروش نفت و ایجاد اختلال در واردات و صادرات. نتیجه این وضعیت، فشار بر خانوارها، کاهش تولید بنگاه‌ها، از دست رفتن اشتغال و در نهایت افزایش تورم بوده است. آخرین آماری که مرکز آمار منتشر کرده نشان می‌دهد تورم نقطه‌به‌نقطه به حدود ۸۳.۹ درصد رسیده و تورم متوسط سالانه نیز حدود ۵۷ درصد بوده است و قطعا حداقل تورم متوسط ۶۰درصد و حداکثر تورم نقطه به نقطه امسال سه رقمی خواهد بود ضمن اینکه ماهیت رفتار تورم با گذشته فرق کرده و خواهد کرد. این ارقام بسیار حساس و قابل تأمل هستند.

در سال‌های گذشته بسیاری از اقتصاددانان تاکید می‌کردند که یکی از ریشه‌های اصلی تورم، رشد نقدینگی است. رشد نقدینگی نیز عمدتا از کسری بودجه ناشی می‌شود؛ یعنی از تعهداتی که دولت دارد اما منابع کافی برای آنها در اختیار ندارد. در عین حال، خود ساختار بودجه نیز با مشکلات و گره‌های فراوانی مواجه است. در عمل، بودجه تا حد زیادی به پرداخت حقوق محدود شده است.

حتی اگر دولت بتواند همین پرداخت‌ها را نیز انجام دهد، باز هم با کمبود منابع مواجه است. تا جایی که من اطلاع دارم در دو ماه نخست امسال حدود ۴۵ درصد منابع مورد نیاز برای برخی پرداخت‌ها وجود نداشته است.

در تحلیل تورم، علاوه بر حجم نقدینگی، سرعت گردش پول نیز اهمیت دارد. در شرایط فعلی سرعت گردش پول به‌شدت در حال افزایش است و این خود می‌تواند فشارهای تورمی را تشدید کند.

اجازه بدهید من این ارقام را برای شما بخوانم تا بحث روشن‌تر شود. داده‌های مربوط به سرعت گردش پول که برآوردی است چون بانک مرکزی منتشر نمی کند، از سال ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۳ به این ترتیب است: در سال ۱۳۹۵ برابر با ۱.۲۴، در سال ۱۳۹۶ برابر با ۱.۲۲، در سال ۱۳۹۷ برابر با ۱.۳۸، در سال ۱۳۹۸ برابر با ۱.۳۹، در سال ۱۳۹۹ برابر با ۱.۴۹، در سال ۱۴۰۰ برابر با ۱.۷۷، در سال ۱۴۰۱ برابر با ۲.۰۲، در سال ۱۴۰۲ برابر با ۲.۲۵ و در سال ۱۴۰۳ برابر با ۲.۳۸ بوده است.

* اگر همین روند را از سال ۱۳۹۵ در نظر بگیریم، مشاهده می‌کنیم که حدود ۶ سال طول کشیده تا سرعت گردش پول از ۱.۲۴ به حدود ۲ برسد. اما اکنون در فاصله کوتاه از سطح ۲ به ۲.۳۸ رسیده‌ایم و این رشد با شتاب بیشتری ادامه دارد. چرا چنین اتفاقی افتاده است؟

دلیل آن این است که پول ایران به «پول داغ» تبدیل شده است؛ یعنی همه می‌خواهند هرچه سریع‌تر از آن فاصله بگیرند؛ چه خانوارها و چه بنگاه‌ها. مهم‌ترین و کلیدی‌ترین علت این وضعیت، نبود اعتماد به آینده است. دولت در حال حاضر نتوانسته در مردم نسبت به آینده اعتماد ایجاد کند. این همان نکته‌ای است که پیش‌تر درباره دوران بازسازی مطرح کردم؛ در آن دوره یعنی بعد از پایان جنگ ۸ ساله اکثر مردم اعتماد کامل به حاکمیت داشتند، اما اکنون در جامعه این تلقی رواج یافته است که دولت و مسوولان خلاف واقع هم می‌گویند. مقصود من این نیست که الزاما همیشه چنین باشد، اما حتی در مواردی که حقیقت هم گفته می‌شود، مردم آن را چندان نمی‌پذیرند. در نتیجه، آینده را بر اساس برداشت خود تفسیر می‌کنند، منابعشان را مطابق تحلیل خود تخصیص می‌دهند و درباره انتخاب کالا و نوع مصرف نیز بر اساس همین برداشت شخصی تصمیم می‌گیرند.

به بیان دیگر، افزایش سرعت گردش پول نشانه بی‌اعتمادی به آینده است. معنای این وضعیت آن است که دیگر صرفا با سیاست پولی نمی‌توان مساله را حل کرد. پس چه چیزی باید پاسخ دهد؟ آنچه باید مورد توجه قرار گیرد، عواملی است که سرعت گردش پول را کاهش دهد. فرض کنید فردا شما موفق شدید کسری بودجه را هم به صفر برسانید؛ مساله این است که برای آینده اعتماد به حاکمیت و آرامش و رفاه مردم چه برنامه‌ای دارید؟ مردم این جمله آقای مصباح یزدی را که مردم در امر حکومت چه کاره‌اند از یادشان نرفته است.

در حال حاضر، برنامه‌ها باید در همین راستا تنظیم شوند، نه صرفا بازسازی فیزیکی؛ زیرا اساسا منابع لازم برای بازسازی وجود ندارد. اگر منابع داشتیم، با چنین کسری بودجه‌ای مواجه نبودیم. اگر منابع کافی در اختیار بود و مردم می‌دیدند که تولید به‌درستی در حال انجام است، کارخانه‌ها فعال‌اند، تولید انبوه شکل گرفته و واردات مناسب نیز برقرار است، رفتار جامعه متفاوت می‌شد.

اما اکنون چون مردم آینده خود و کشور را منفی ارزیابی می‌کنند، تقاضای خود را افزایش می‌دهند؛ چه در سطح خانوار و چه در سطح بنگاه. زیرا تصور می‌کنند اگر امروز خرید نکنند، فردا همان کالا گران‌تر خواهد شد. حتی ممکن است درآمدی را که قبلا طی یک ماه خرج می‌کردند، در ده روز نخست هزینه کنند تا کالا را زودتر تهیه کرده و در انبار نگه دارند، حتی اگر در آن مقطع واقعا به آن نیاز نداشته باشند. این همان معنای «پول داغ» است؛ یعنی همه می‌خواهند هرچه سریع‌تر از پول فاصله بگیرند. معنای این وضعیت آن است که مساله اقتصاد از حوزه سیاست‌های صرفا اقتصادی در حال خارج شدن است. ابزارهای پولی دیگر کارآمدی گذشته را ندارند یا دست‌کم به‌تنهایی قادر به حل مساله نیستند. بنابراین موضوع به سیاست‌های غیراقتصادی بازمی‌گردد، زیرا سرعت گردش پول تابع انتظارات است و انتظارات نیز به سیاست خارجی، فضای عمومی و برداشت مردم از آینده وابسته است.

به همین دلیل است که می‌گویم هر برنامه‌ای که امروز در مجلس یا سایر نهادها تدوین می‌شود، باید بر مساله جنگ و شرایط بحرانی موجود متمرکز باشد. هرچه این جنگ بیشتر ادامه پیدا کند، این شکاف عمیق‌تر می‌شود و سرعت گردش پول نیز بیشتر افزایش خواهد یافت.

* منظورتان این است که این جنگ، فارغ از نتیجه آن و فارغ از اینکه توافق نهایی به چه شکل باشد، صرفا با پایان یافتنش می‌تواند تا حدی اطمینان و امید به آینده را در جامعه افزایش دهد؟ اساسا با وضعیت فعلی اقتصاد ایران که فاصله تورم با سه‌رقمی تنها ۱۶واحد درصد است می‌توان انتظار بهبود وضعیت داشت؟

نکته این است که اگر توافقی هم صورت گرفته، لزوما به معنای بازگشت اعتماد نیست. مردم قضاوت خود را انجام داده‌اند. این مساله تا حدی به اقتصاد سیاسی بازمی‌گردد. اگر بخواهیم سوال شما را در قالبی مشخص‌تر پاسخ دهیم، باید گفت که مردم تا اینجا به این نتیجه رسیده‌اند که تصمیم‌گیران درباره منابع، مالیات، درآمد نفت و سایر امکانات کشور، اهدافی را دنبال می‌کنند که الزاما با ترجیحات و منافع عمومی جامعه سازگار نیست.

مردم می‌پرسند چگونه ممکن است کشوری در طول پنجاه سال، دو جنگ طولانی را تجربه کند؛ آن هم نه جنگ‌هایی کوتاه، بلکه جنگ‌هایی فرسایشی. حتی اکنون نیز تکلیف این وضعیت روشن نیست. ما هشت سال جنگیدیم و هنوز هم پرسش این است که ذی‌نفع شرایط فعلی چه کسانی هستند.

اینجاست که وارد بحث اقتصاد سیاسی می‌شویم. اقتصاد سیاسی بر نحوه تخصیص منابع از سوی نیروهای حاکمیتی و غیرحاکمیتی تمرکز دارد. در ایران شکافی میان برنامه‌های توسعه و رفاه از یک‌سو، و نوعی نگرش از سوی دیگر ایجاد شده است که اساسا توسعه را در اولویت نمی‌داند. من پیش‌تر نیز در مصاحبه‌ای به این موضوع اشاره کرده‌ام و حتی نقل‌قولی در این زمینه آورده‌ام که بر اساس آن، اساسا اعتقاد محکمی به توسعه وجود نداشته است. این نوع نگاه مستقیما بر اولویت‌بندی‌ها و نحوه تخصیص منابع اثر می‌گذارد.

وقتی می‌خواهیم درباره راه‌حل‌ها صحبت کنیم، باید به تعارض‌ها توجه داشته باشیم، زیرا تاثیر فوق‌العاده‌ای بر تخصیص منابع دارد. در سطح داخلی مساله تعارض میان دولت و مجلس بروز پیدا می‌کند. به میزانی که دولت خدماتی ارائه می‌دهد، ذی‌نفعانی حول آن شکل می‌گیرند. معلمان، پرستاران، بوروکرات‌ها، کارمندان بانک و به همین ترتیب نمایندگان مجلس، همگی ذی‌نفع هستند. باید دقت داشت نماینده مجلس ذی‌نفع است چرا که در غیاب نظام حزبی، با پیش بردن یک پروژه می‌کوشد تداوم نمایندگی خود را حفظ کند.

اگر شما اقتصاد سیاسی بودجه‌ریزی در ایران را بررسی کنید، می‌بینید همه از تورم شکایت می‌کنند، اما زمانی که بحث بودجه مطرح می‌شود، تقریبا کسی از کسری بودجه سخنی نمی‌گوید. هنگامی که فرآیند بودجه‌نویسی به پایان می‌رسد، عمدتا همه به دنبال آن هستند که چه پروژه‌ای برای منطقه خود بگیرند یا چه امتیازی برای گروه‌های ذی‌نفعی مانند گروه‌های فرهنگی چون نهاد‌های مذهبی تامین کنند. از آنجا که نمایندگان در این زمینه تصمیم‌گیر هستند، منافع این گروه‌ها در تخصیص منابع بسیار اثرگذار است.

نماینده ممکن است به این نتیجه برسد که اگر نتواند پروژه‌ای برای منطقه خود ببرد، دست‌کم با حمایت از طرح هایی همچون طرح حضور طلاب در آموزش و پرورش می‌تواند چهره سیاسی خود را حفظ کند و تداوم حضورش را برای اهدافی که برای خود تعریف کرده دنبال کند. ساختار موجود ما به همین شکل عمل می‌کند، زیرا حزب منسجمی وجود ندارد و در نتیجه، مسوولیت ناکارآمدی‌ها نیز مشخصا بر عهده کسی قرار نمی‌گیرد.

* به نظر شما به جای آنچه مجلس تحت عنوان بازسازی مطرح کرده، چه اقدامی باید در دستور کار قرار گیرد؟ زیرا اگر بازسازی مطرح شود، دوباره همان چرخه ذی‌نفعان فعال می‌شود؛ ذی‌نفعانی که در قالب پروژه‌های جدید و تعهدات تازه برای دولت، منافع خود را دنبال خواهند کرد.

ساختار بودجه ما از نظر حجمی و ساختاری به‌شدت معیوب است. به طور مثال در برنامه‌های اول و دوم توسعه که خود من نیز در آن دوره حضور داشتم، تلاش شد دستگاه‌های موازی ادغام شوند، اما این مساله به پایان نرسید. هنوز هم این مشکل پابرجاست.

نکته دیگر و مهم به بازنگری ماموریت‌های دولت بازمی‌گردد. آیا دولت در شرح وظایف خود ماموریت دارد که کارهایی را انجام دهد که در اصل باید بر عهده حوزه علمیه باشد؟ برای مثال، آموزش و پرورش ماموریت آموزشی دارد و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز ماموریت‌های فرهنگی مشخصی مانند امور مربوط به سینما و نشر را بر عهده دارد. اما اینکه دولت بخواهد طلبه تربیت کند، برای حدیث و تفسیر قرآن دانشکده تاسیس کند، یا برخی فعالیت‌های خاص حوزوی را از محل بودجه عمومی تامین مالی کند، آیا واقعا در زمره وظایف دولت است؟

منابع مالیاتی و درآمدهای نفتی کشور نباید صرف اموری شود که ذاتا خارج از ماموریت دولت است. دلیل طرح این مساله نیز روشن است. خود بزرگان حوزه نیز بر استقلال مالی روحانیت تاکید داشته‌اند. مرحوم آیت‌الله مطهری استقلال مالی روحانیت شیعه را یکی از ویژگی‌های ممتاز آن می‌دانستند. ایشان معتقد بودند که تامین مالی روحانیت از طریق خمس، زکات و وجوهات شرعی، باعث می‌شود روحانیت به دولت‌ها وابسته نشود و بتواند آزادانه از حکومت انتقاد کند، در کنار مردم بایستد و از مشکلات آنان سخن بگوید.

امام خمینی نیز بارها بر حفظ استقلال مالی حوزه‌های علمیه از دولت تاکید کرده بودند. ایشان بارها گفته بودند که حوزه‌ها باید مستقل بمانند. خاطره‌ای نیز در این زمینه وجود دارد. در دوره برنامه اول و در زمان ریاست آقای دکتر بانکی، برخی مطرح می‌کردند که اکنون که حکومت اسلامی شده است، خمس و زکات و وجوهات نیز باید در ساختار منابع بودجه دولت دیده شود. اما همان زمان این دیدگاه با این استدلال رد شد که چنین اقدامی حوزه را به دولت وابسته می‌کند و این وابستگی به صلاح نیست.

در نتیجه، این موضوع از دستور کار خارج شد و گفته شد که نباید حوزه و روحانیت به حکومت وابسته شوند. اما اکنون وضعیت متفاوت شده است. امروز بخشی از روحانیت، افزون بر دریافت وجوهات شرعی، از بودجه عمومی کشور نیز استفاده می‌کند.

نکته اصلی این است که هرگاه در یک ساختار، ذی‌نفعی شکل بگیرد، تا پیش از آنکه ذی‌نفع شود، ممکن است اصلاح ساختار ساده‌تر باشد، اما از لحظه‌ای که ذی‌نفع ایجاد شد، ادغام، تغییر نقش یا بازتعریف آن بسیار دشوار می‌شود.

مردم اکنون از کاهش شدید قدرت خرید خود ناراحت هستند. بنابراین، باید تمام تمرکز دولت بر پرداخت‌ها و حفظ معیشت مردم قرار گیرد. فرض را بر این بگذاریم که کل جامعه عیال حکومت است؛ همان تعبیر «الناس عیال‌الله». اگر حکومت اسلامی است، اکنون اولویت، ساخت فلان جاده یا فلان پروژه عمرانی نیست. بله، آن پروژه‌ها اهمیت دارند، اما نه در این لحظه. در این مقطع باید فقط و فقط معیشت مردم را تامین کرد. البته این کار هم مدیریت، اراده و پشتیبانی لازم دارد.

به هیچ وجه نباید پذیرفت که منابعی برای طرحی مانند بازسازی اختصاص یابد، درحالی‌که می‌توان همان منابع را برای پرداخت حقوق، جبران کاهش قدرت خرید و رساندن کسری بودجه به صفر به کار گرفت. اکنون یک فرصت تاریخی برای مهار کسری بودجه وجود دارد. باید از این فرصت استفاده کرد تا هم کسری بودجه کنترل شود و هم از طریق همین اقدامات، اعتماد در جامعه ایجاد شود.

استانداردهای نصب شلنگ ورودی ماشین لباسشویی

۷ بازديد

نصب صحیح شلنگ ورودی ماشین لباسشویی یکی از مهم‌ترین مراحل راه‌اندازی این دستگاه است. بسیاری از مشکلاتی که در عملکرد ماشین لباسشویی مشاهده می‌شود، در واقع به نصب نادرست شلنگ ورودی مربوط است. اگر این قطعه به شکل اصولی و استاندارد نصب نشود، احتمال بروز نشتی آب، کاهش فشار آب ورودی یا حتی آسیب به قطعات داخلی دستگاه افزایش پیدا می‌کند. به همین دلیل رعایت چند استاندارد ساده اما مهم هنگام نصب شلنگ ورودی می‌تواند از بسیاری از مشکلات جلوگیری کند.

اولین استاندارد مهم در نصب شلنگ ورودی، توجه به ایمنی قبل از شروع کار است. پیش از هر اقدامی باید دستگاه از برق جدا شود و شیر آب بسته شود. این کار باعث می‌شود در هنگام نصب یا تعویض شلنگ، خطر برق‌گرفتگی یا نشت ناگهانی آب وجود نداشته باشد. رعایت این نکته ساده یکی از اصول اولیه در هرگونه تعمیر یا نصب تجهیزات خانگی است.

استاندارد مهم بعدی انتخاب شلنگ مناسب و باکیفیت است. شلنگ ورودی باید توانایی تحمل فشار آب ساختمان را داشته باشد. شلنگ‌های بی‌کیفیت معمولاً از مواد ضعیف ساخته می‌شوند و ممکن است در مدت کوتاهی دچار ترک یا نشتی شوند. به همین دلیل توصیه می‌شود از شلنگ‌های استاندارد و ترجیحاً تقویت‌شده استفاده شود. برخی از شلنگ‌ها دارای روکش فلزی یا لایه‌های محافظ هستند که مقاومت آن‌ها را در برابر فشار و پارگی افزایش می‌دهد.

یکی دیگر از نکات مهم در نصب شلنگ ورودی، توجه به سالم بودن واشرهای لاستیکی در محل اتصال است. در دو سر شلنگ ورودی معمولاً واشرهایی قرار دارند که وظیفه جلوگیری از نشت آب را بر عهده دارند. اگر این واشرها فرسوده یا آسیب‌دیده باشند، حتی در صورت محکم بودن اتصال نیز ممکن است آب از محل اتصال نشت کند. بنابراین قبل از نصب شلنگ باید از سالم بودن این واشرها اطمینان حاصل شود.

در مرحله اتصال شلنگ به شیر آب و ورودی دستگاه باید دقت شود که اتصال به صورت صحیح و بدون فشار بیش از حد انجام شود. بسیاری از افراد تصور می‌کنند هرچه اتصال محکم‌تر بسته شود بهتر است، اما این تصور همیشه درست نیست. سفت کردن بیش از حد ممکن است به رزوه‌های اتصال آسیب بزند یا باعث تغییر شکل واشر شود. بهترین روش این است که اتصال ابتدا با دست بسته شود و در صورت نیاز کمی با ابزار مناسب محکم‌تر شود.

مسیر قرارگیری شلنگ نیز یکی از استانداردهای مهم نصب است. شلنگ ورودی باید در مسیری قرار گیرد که دچار پیچ‌خوردگی یا خمیدگی شدید نشود. پیچ‌خوردگی شلنگ می‌تواند جریان آب را کاهش دهد و فشار آب ورودی به دستگاه را تحت تأثیر قرار دهد. همچنین این وضعیت ممکن است باعث آسیب به ساختار داخلی شلنگ شود.

فاصله مناسب بین ماشین لباسشویی و دیوار نیز اهمیت زیادی دارد. اگر دستگاه بیش از حد به دیوار چسبیده باشد، ممکن است شلنگ در پشت دستگاه تحت فشار قرار گیرد. این فشار مداوم می‌تواند به مرور زمان باعث ترک‌خوردگی یا نشتی شلنگ شود. بهتر است هنگام نصب چند سانتی‌متر فاصله بین دستگاه و دیوار در نظر گرفته شود.

پس از نصب شلنگ، مرحله مهم بعدی بررسی نشتی است. برای این کار باید شیر آب به آرامی باز شود و محل اتصالات به دقت بررسی گردد. اگر حتی مقدار کمی رطوبت یا چکه مشاهده شود، باید اتصال دوباره بررسی و اصلاح شود.

در نهایت توصیه می‌شود پس از نصب، یک برنامه شستشوی کوتاه اجرا شود تا عملکرد صحیح سیستم آبگیری بررسی گردد. اگر دستگاه به درستی آبگیری کند و نشتی مشاهده نشود، می‌توان از نصب صحیح شلنگ اطمینان حاصل کرد.

به طور کلی رعایت استانداردهای نصب شلنگ ورودی ماشین لباسشویی کار پیچیده‌ای نیست، اما تأثیر زیادی در عملکرد صحیح و ایمن دستگاه دارد. نصب اصولی این قطعه می‌تواند از نشتی آب، کاهش فشار آب و آسیب به قطعات داخلی جلوگیری کند و در نتیجه عمر مفید ماشین لباسشویی را افزایش دهد. برای شلنگ ورودی لباسشویی اینجا کلیک کنید.

قیمت دلار آزاد به 162 هزار تومان رسید

۸ بازديد
اقتصادنیوز: قیمت دلار آزاد امروز با کاهش نسبت به روز گذشته، به 162,780 (یکصد و شصت و دو هزار و هفتصد و هشتاد) تومان رسید.
قیمت دلار آزاد به 162 هزار تومان رسید

به گزارش اقتصادنیوز، امروز در بازار قیمت دلار آزاد در مسیر نزولی حرکت کرده است.

آخرین قیمت دلار آزاد

قیمت دلار امروز با کاهش نسبت به روز گذشته، به 162,780 (یکصد و شصت و دو هزار و هفتصد و هشتاد) تومان رسید.

انواع بلبرینگ مورد استفاده در ماشین لباسشویی

۸ بازديد

بلبرینگ یکی از قطعات مکانیکی مهم در ماشین لباسشویی است که وظیفه دارد حرکت چرخشی دیگ را با حداقل اصطکاک ممکن کند. این قطعه باعث می‌شود دیگ لباسشویی بتواند در مراحل مختلف شستشو و خشک‌کن با سرعت‌های متفاوت بچرخد. در ماشین‌های لباسشویی از انواع مختلفی از بلبرینگ استفاده می‌شود که هر کدام ویژگی‌ها و کاربردهای خاص خود را دارند.

یکی از رایج‌ترین انواع بلبرینگ مورد استفاده در ماشین لباسشویی، بلبرینگ شیار عمیق است. این نوع بلبرینگ به دلیل طراحی ساده و مقاومت بالا در برابر فشار و سرعت چرخش، در بسیاری از دستگاه‌ها استفاده می‌شود. بلبرینگ شیار عمیق می‌تواند بارهای شعاعی و تا حدی بارهای محوری را تحمل کند و به همین دلیل برای استفاده در ماشین لباسشویی مناسب است.

نوع دیگری از بلبرینگ که در برخی مدل‌ها استفاده می‌شود، بلبرینگ دو ردیفه است. در این نوع بلبرینگ دو ردیف ساچمه وجود دارد که باعث افزایش ظرفیت تحمل بار می‌شود. استفاده از این نوع بلبرینگ می‌تواند پایداری محور دیگ را افزایش دهد و عملکرد دستگاه را بهبود ببخشد.

در برخی ماشین‌های لباسشویی از بلبرینگ‌های آب‌بندی شده استفاده می‌شود. این بلبرینگ‌ها دارای پوشش یا درپوش‌هایی هستند که از ورود گرد و غبار و رطوبت به داخل آن‌ها جلوگیری می‌کند. این ویژگی باعث افزایش عمر مفید بلبرینگ می‌شود.

یکی دیگر از انواع بلبرینگ، بلبرینگ‌های مقاوم در برابر رطوبت هستند. از آنجا که ماشین لباسشویی در محیطی مرطوب کار می‌کند، استفاده از بلبرینگ‌هایی با پوشش ضدزنگ می‌تواند از خرابی زودهنگام آن جلوگیری کند.

در برخی مدل‌های جدید ماشین لباسشویی نیز از بلبرینگ‌های باکیفیت‌تر و پیشرفته‌تر استفاده می‌شود که دارای طراحی بهینه و مواد مقاوم‌تر هستند. این نوع بلبرینگ‌ها می‌توانند در برابر فشارهای مکانیکی و سرعت‌های بالا مقاومت بیشتری داشته باشند.

انتخاب نوع مناسب بلبرینگ برای ماشین لباسشویی اهمیت زیادی دارد. هر مدل دستگاه بر اساس طراحی خود به نوع خاصی از بلبرینگ نیاز دارد. استفاده از بلبرینگ نامناسب می‌تواند باعث کاهش عملکرد دستگاه و حتی آسیب به سایر قطعات شود.

به همین دلیل هنگام تعویض بلبرینگ باید به مشخصات فنی آن توجه شود. عواملی مانند اندازه، نوع طراحی و ظرفیت تحمل بار از جمله مواردی هستند که باید در انتخاب بلبرینگ مناسب در نظر گرفته شوند.

در نهایت می‌توان گفت انواع مختلف بلبرینگ برای پاسخگویی به نیازهای متفاوت ماشین‌های لباسشویی طراحی شده‌اند. استفاده از بلبرینگ مناسب و باکیفیت می‌تواند به افزایش کارایی دستگاه و کاهش احتمال خرابی آن کمک کند. برای بلبرینگ لباسشویی اینجا کلیک کنید.

جنگ‌های بی‌پایان دو رئیس جمهور؛ ترامپ و پوتین

۸ بازديد
اقتصادنیوز: پوتین و ترامپ همچنان به پیش می‌روند. آن‌ها نه می‌توانند شکست در اوکراین و ایران را بپذیرند و نه راهی برای پیروزی پیدا کرده‌اند. هزینه این جنگ‌های بی‌پایان ماه به ماه افزایش می‌یابد و اکنون نشانه‌های اولیه اعتراضات سیاسی را هم در مسکو و هم در واشنگتن به وجود آورده است.
جنگ‌های بی‌پایان دو رئیس جمهور؛ ترامپ و پوتین | غرور و انزوا چگونه به «تله‌ قدرت» برای رهبران سیاسی تبدیل می‌شود؟

به گزارش اقتصادنیوز، در مرکز جهان پر از زخم امروز، دو رئیس‌جمهور ایستاده اند؛ «دونالد ترامپ و ولادیمیر پوتین»

هر دوی آن ها، جنگ‌هایی را آغاز کردند که اکنون راه خروجش را نمی دانند و برای پایان دادن به آن‌، با دشواری روبه‌رو هستند. در این میان، در میان بحران‌ جنگ در ایرانو اوکراین، یک وجه مشترک وجود دارد؛ مفهومی که تحلیلگران آن را «تله قدرت» می نامند.

 

تله قدرت

دیوید ایگنیشس در نشریه فارن پالیسینوشت: ترامپ و پوتین دیگر نمی توانند از مواجهه با پیامدهای اشتباهات خود، فرار کنند.

هر دوی این رهبران تصور می‌کردند که دشمنانشان ظرف تنها چند هفته، تسلیم خواهند شد. هر دوی آن ها هشدار مشاورانی را که می‌گفتند پیروزی به این آسانی به دست نمی‌آید، نادیده می گرفتند و همچنان باور دارند که می‌توانند نتیجه نهایی را به دیگران دیکته کنند. این درحالی است که احتمال موفقیت کامل روسیه و آمریکا، روزبه‌روز کمتر می‌شود. آن ها خود را در حبابی از ستایش و ناآگاهی محصور کرده‌اند.

اما شاید عجیب ترین نکته این باشد که پوتین و ترامپ هرچه به عقب‌نشینی نزدیک‌تر می‌شوند، بیشتر به تصور پیروزی می رسند.

 
 

 

واقعیتی که هر روز آشکارتر می‌شود

گرفتاری ترامپ در جنگ با ایران، هر روز آشکارتر از قبل به نظر می‌رسد. این وضعیت حتی در چهره او نیز قابل مشاهده است. او در مصاحبه هفته گذشته‌ خود با کریستن ولکر، خبرنگار شبکه ان بی سی، با خشم و عصبانیت واکنش نشان داد و در نهایت صحنه را ترک کرد.

 

دونالد ترامپ آشکارا از پیدا کردن راه خروج از بحران ایران به ستوه آمده، تا جایی که مدعی می‌شود حتی رویارویی در تنگه هرمز را هم جنگ تلقی نمی‌کند. او به ولکر گفت: «اصلا به آن فکر نمی‌کنم.»

با این حال، رفتار و حالت چهره‌ رئیس جمهور آمریکا چیز دیگری را نشان می‌داد؛ همان‌طور که بازگشت آمریکا به عملیات تهاجمی نظامی در این هفته نیز خلاف این ادعا بود.

تردیدها به کرملین رسید

از سوی دیگر، پوتین هم در انکار واقعیت ها، شبیه به ترامپ عمل می کند. او همچنان جنگ اوکراین را یک عملیات ویژه نظامی می‌نامد و معتقد است که می‌تواند شرایط خود را تحمیل کرده و کی‌یف را وادار به تبعیت کند. مشاوران کرملین روزبه روز بیشتر درباره این رویکرد دچار تردید می‌شوند، اما جرأت ندارند تا مستقیم با او مخالفت کنند.

تاتیانا استانوایا، تحلیلگر بنیاد کارنگی برای صلح بین‌المللی در گفت‌وگویی توضیح داد: «هیچ‌کس توان ابراز تردید در برابر پوتین را ندارد. همه به خوبی می‌دانند که چنین گفت‌وگویی با واکنشی سرد و تحقیرآمیز روبه‌رو خواهد شد. در این صورت، این خطر وجود دارد که دیگر فردی کاملا وفادار تلقی نشوید و به داشتن ذهنیتی همسو با دشمنان متهم شوید.»

 

 

رهبرانی که اسیر قدرت می‌شوند

رهبرانی که در چنین تله‌ای گرفتار می‌شوند، خطرناک هستند. آن‌ها توان پذیرش اشتباهات گذشته و اصلاح مسیر را ندارند، بنابراین به حرکت در همان مسیر ادامه می‌دهند. آن‌ها با چاپلوسی زنده‌اند، قدرت نرم را بی‌ارزش می‌دانند و در نتیجه آن را از دست می‌دهند. اینگونه از رهبران، متحدان قدیمی را از خود دور می‌کنند و همزمان دشمنان تازه‌ای را به وجود می آورند.

نویسنده مدعی شد: «ترامپ که در دام بحران ایران گرفتار شده، مدام میان دو رویکرد در نوسان است؛ از یک سو تهدید به نابودی تمدن ایران می‌کند و از سوی دیگر پیشنهادهایی به تهران ارائه می‌دهد که آن‌قدر سخاوتمندانه است که متحدان عرب آمریکا در خلیج فارس، از جمله عربستان سعودی و امارات متحده عربی را نگران کرده است.»

حتی به نظر می‌رسد که ترامپ آماده کنار گذاشتن شریک قدیمی خود، بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل در این جنگ باشد. جمله تحقیرآمیز او که گفته بود: « نتانیاهو هر کاری من بخواهم انجام می‌دهد»، اکنون به یکی از سوژه‌های محبوب مخالفان دولت اسرائیل تبدیل شده است.

راهبردی که به چرخ‌گوشت شباهت دارد

راهبرد پوتین در اوکراین به یک چرخ‌گوشت شباهت دارد. به گفته تحلیلگران اطلاعاتی، روسیه هر ماه بیش از ۳۰ هزار کشته و زخمی متحمل می‌شود، اما همچنان نیروهای بیشتری را به خطوط مقدم می‌فرستد، به این امید که سرانجام شکافی در جبهه ایجاد شود.

 

او حاضر نیست بسیج عمومی اعلام کند، زیرا این اقدام زندگی شهروندان مرفه مسکو و سن‌پترزبورگ را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد و شاید آن‌ها را به مخالفان حکومت تبدیل کند. به گفته مقام‌های اوکراینی، احتمال دارد تاکتیک بعدی پوتین در تابستان امسال، بمباران گسترده و بی‌وقفه کی‌یف و دیگر شهرها باشد.

ترک برداشتن دیوار سکوت

تلاش ترامپ برای فرار از شکست در ایران در پیام‌های تقریبا روزانه او در شبکه‌های اجتماعی و گفت‌وگوهایش با خبرنگاران آشکار است؛ مواضع او حتی ظرف چند ساعت تغییر می‌کند.

آشفتگی پوتین کمتر در معرض دید است، اما از بسیاری جهات شباهت زیادی به وضعیت ترامپ دارد. او نیز همانند ترامپ، با نادیده گرفتن یا مرعوب کردن منتقدان، انضباط را در اردوگاه خود حفظ کرده است. اما هرچه نارضایتی از جنگ افزایش می‌یابد، فضای بحث و گفت‌وگو در روسیه نیز بازتر می‌شود.

یکی از نخستین مخالفان پوتین، دیمیتری کوزاک بود؛ دستیار نزدیک پوتین از دهه ۱۹۹۰ و معاون رئیس دفتر کرملین که در سپتامبر گذشته از سمت خود کناره‌گیری کرد.

به نوشته ولادیمیر سولوویوف از مرکز کارنگی روسیه و اوراسیا، کوزاک در نشست شورای امنیت روسیه در ۲۱ فوریه ۲۰۲۲، یعنی سه روز پیش از آغاز حمله به اوکراین، با اقدام نظامی مخالفت کرده بود. متن این نشست نشان می‌دهد او تنها فرد حاضر در جلسه بود که از الحاق مناطق دونتسک و لوهانسک به روسیه حمایت نکرد.

پوتین در این چهار سال، اغلب منتقدان خود را کنار زد، اما اکنون یخ سکوت در حال شکستن است.

دیمیتری ترنین، رئیس شورای امور بین‌الملل روسیه در مصاحبه‌ای در ماه آوریل با روزنامه کومرسانت گفت: «نادانی یا سوءبرداشت ما از همسایگانمان، مشکلاتی کاملا غیرضروری ایجاد خواهد کرد. جنگ در اوکراین نشان می‌دهد که چنین رویکردی تا چه اندازه می‌تواند خطرناک باشد.»

تندترین انتقاد به پوتین، در مقاله‌ای از واسیلی کاشین، رئیس یکی از مراکز پژوهشی مدرسه عالی اقتصاد مسکو، منتشر شد. او نوشت: «هدف از بین بردن دولت ضدروسی در اوکراین، در شرایط کنونی و بدون اشغال کامل و بلندمدت کل این کشور، اساسا دست‌نیافتنی است. چنین کاری از نظر فنی برای روسیه امکان‌پذیر نیست.»

 

 

جنگ‌هایی بدون دستاورد مشخص

نویسنده در ادامه نوشت: «شاید دونالد ترامپ در نهایت موفق به رسیدن توافقی با تهران، به کمک میانجی‌گری قطری شود؛ اما آنطور که برخی منابع به من گفته‌اند، این توافق تا حد زیادی مشابه توافق برجام خواهد بود، توافقی که خود او از آن خارج شد و در نهایت جنگ ایران را به یک عملیات نظامی پرهزینه با دستاوردی اندک تبدیل کرد.»

حرکت در سراشیبی افول

پوتین و ترامپ همچنان به پیش می‌روند. آن‌ها نه می‌توانند شکست در اوکراین و ایران را بپذیرند و نه راهی برای پیروزی پیدا کرده‌اند. هزینه این جنگ‌های بی‌پایان ماه به ماه افزایش می‌یابد و اکنون نشانه‌های اولیه اعتراضات سیاسی را هم در مسکو و هم در واشنگتن به وجود آورده است.

نبرد با رسانه‌ها و واقعیت

وجه مشترک دیگر این دو رهبر، حمله به رسانه‌های منتقد است. پوتین کنترل دولت بر اینترنت را بیشتر کرده و دستور فیلتر پیام‌رسان تلگرام را داده است. ترامپ نیز تقریبا هیچ روزی را بدون حمله به خبرنگاران سپری نمی‌کند؛ همان‌طور که در گفت‌وگو با ولکر از رسانه‌های فاسد و دروغگو انتقاد کرد.

کالبدشکافی مهندسی فنر ماشین لباسشویی؛ قلب تپنده سیستم تعلیق

۶ بازديد

در نگاه اول، ماشین لباسشویی یک جعبه فلزی است که لباس‌ها را می‌شوید، اما از دیدگاه یک مهندس مکانیک، این دستگاه مجموعه‌ای از نیروهای متضاد و ارتعاشات شدید است که باید مهار شوند. فنر ماشین لباسشویی (Suspension Spring) یکی از حیاتی‌ترین قطعات در این سیستم است که وظیفه مدیریت انرژی پتانسیل و تبدیل ارتعاشات مکانیکی به نوسانات کنترل‌شده را بر عهده دارد. بدون این قطعه، نیروی گریز از مرکز ناشی از چرخش دیگ در دورهای بالا (۸۰۰ تا ۱۶۰۰ دور در دقیقه) می‌تواند بدنه دستگاه را در عرض چند ثانیه متلاشی کند.

سیستم تعلیق در لباسشویی‌های مدرن معمولاً بر پایه یک طراحی “معلق” استوار است. در این طراحی، دیگ شستشو (Tub) که وزن سنگینی شامل لباس‌های خیس، آب و موتور را دارد، توسط دو یا چهار فنر فولادی به شاسی بالایی متصل می‌شود. این فنرها طبق قانون هوک (F=kxF = kxF=kx) عمل می‌کنند؛ یعنی هرچه فشار یا وزن بیشتری به دیگ وارد شود، فنر نیروی بازگرداننده بیشتری اعمال می‌کند تا دیگ را در مرکز ثقل خود نگه دارد. اما چالش اصلی زمانی رخ می‌دهد که بار داخل لباسشویی نامتعادل (Unbalanced) باشد. در این حالت، فنرها باید به صورت لحظه‌ای واکنش نشان داده و از برخورد دیگ به دیواره‌های جانبی جلوگیری کنند.

مهندسی این فنرها شامل محاسبات دقیقی روی “ضریب سختی” (Spring Rate) است. اگر فنر بیش از حد سفت باشد، لرزش‌ها مستقیماً به بدنه منتقل شده و باعث حرکت کردن لباسشویی روی زمین می‌شود. اگر بیش از حد نرم باشد، دیگ دچار نوسانات پاندولی شدید شده و به قطعات حساس داخلی مانند برد الکترونیکی یا شیر برقی آسیب می‌زند. همچنین، طراحی قلاب‌های دو سر فنر به گونه‌ای است که در برابر سایش ناشی از حرکت مداوم مقاوم باشند. برخی سازندگان پیشرو، در نقاط اتصال فنر از بوش‌های پلاستیکی یا جاذب صدا استفاده می‌کنند تا اصطکاک فلز با فلز را حذف کرده و صدای کارکرد دستگاه را به حداقل برسانند. درک عملکرد این قطعه، اولین قدم برای تشخیص مشکلات لرزش در دستگاه‌های مدرن است. برای فنر لباسشویی اینجا کلیک کنید.

احیای غیرمنتظره بازار مسکن تهران بعد از 40 روز بمباران؛ جهش قیمت ها خریداران را به تکاپو انداخت

۶ بازديد
اقتصادنیوز: فقدان یک ساختار کارآمد و توسعه‌یافته برای تسهیلات مسکن سبب شده است که بازار ملک در ایران بیش از هر چیز بر معاملات نقدی استوار باشد.
 

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از دنیای اقتصاد، بازار مسکن تهران که سال‌ها در رکودی سنگین به‌سر می‌برد، به‌رغم پشت سر گذاشتن ۴۰روز بمباران شهر توسط آمریکا و اسرائیل، شاهد احیایی غیرمنتظره (تحرک قیمتی) بوده است؛ چراکه شهروندان برای مصون ماندن از گزند تورم، ملک را حتی بیش از طلا، پناهگاهی امن برای حفظ دارایی‌های خود یافته‌اند. گرچه هنوز گزارش‌های رسمی منتشر نشده است، اما برآورد شده که بهای مسکن و اجاره‌بها از زمان آغاز جنگ در اواخر فوریه تاکنون، به شدت افزایش یافته است؛ جهشی که به نظر می‌رسد حتی از نرخ تورم نیز پیشی گرفته باشد.

براساس گزارشی از فایننشال‌تایمز، فعالان بازار مسکن و خریداران بر این باورند که اقبال دوباره به خرید ملک که در سال‌های اخیر با افت واقعی قیمت‌ها مواجه بود، بیشتر از نااطمینانی به آینده اقتصاد سرچشمه می‌گیرد تا اعتماد به ثبات بازار؛ از همین رو، حجم معاملات در کلان‌شهر ۱۰‌میلیونی تهران همچنان در سطح پایینی قرار دارد. کارشناسان معتقدند تداوم تورم بالا و نوسانات اقتصادی موجب کاهش تمایل به انجام معاملات واقعی در بازار مسکن شده و بسیاری از فعالان این بازار در شرایط انتظار و احتیاط به سر می‌برند. با این حال، برخی تحلیل‌ها نشان می‌دهد که تحولات اقتصادی اخیر همچنان بر رفتار خریداران و فروشندگان در این بازار تاثیرگذار است.

از سوی دیگر، بهای طلا به‌عنوان یکی از پناهگاه‌های سنتی و محبوب سرمایه در ایران، پس از ثبت رکوردهای بی‌سابقه، امسال با افتی محسوس روبه‌رو شد؛ امری که رغبت سرمایه‌گذاران را به سمت دارایی‌های جایگزین سوق داده است. یکی از دلالان املاک در تهران با اشاره به این وضعیت می‌گوید: «فروشندگان به امید افزایش بیشتر قیمت‌ها از فروش دست کشیده‌اند؛ درحالی‌که خریداران تلاش می‌کنند نقدینگی خود را پیش از آنکه در کام تورم ذوب شود، به کالا و دارایی تبدیل کنند. بازار در بلاتکلیفی به سر می‌برد.» این موج به پایتخت محدود نمانده است؛ ییلاقات پیرامون تهران و شهرهای گردشگری کرانه‌ دریای خزر که اکنون به مامنی برای مهاجران تبدیل شده‌اند نیز با جهش شدید قیمت‌ها مواجه شده‌اند.

 

مسکن؛ دورتر از توان خرید

براساس این گزارش، فقدان یک ساختار کارآمد و توسعه‌یافته برای تسهیلات مسکن سبب شده است که بازار ملک در ایران بیش از هر چیز بر معاملات نقدی استوار باشد. از این رو، خریداران ناگزیرند بهای مسکن را ظرف چند ماه کوتاه یا در برخی موارد به‌صورت یکجا تسویه کنند. این در حالی است که اقتصاد کشور سال‌های متمادی است که از تورم مزمن و دورقمی، ناترازی‌های پولی، نظام بانکی آسیب‌پذیر و چالش‌های ساختاری رنج می‌برد. یک شهروند ۵۸ساله و خانه‌دار در یکی از محله‌های متوسط تهران می‌گوید: «خانه‌دار شدن در تهران به رویایی دور از دسترس بدل شده است. امروز باید شکرگزار باشیم اگر بتوانیم معیشت روزانه‌مان را تامین کنیم؛ خرید سرپناه دیگر فراتر از توان ماست.»

از منظر فایننشال‌تایمز، بازار مسکن ایران که پیش از این نیز بستر شکل‌گیری حباب‌های ناشی از سوداگری بوده، طی پنج سال اخیر عمدتا دورانی رکودی را پشت سر گذاشته است؛ چراکه بحران‌های همه‌جانبه‌ اقتصادی، سرمایه‌ها را به سمت بازار طلا و ارزهای خارجی سوق داده بود. آخرین گزارش‌های رسمی پیش از آغاز درگیری‌ها نشان می‌دهد که بهای مسکن در سطح کشور سالانه رشدی حدود ۳۵درصد داشته که این میزان، کمتر از نرخ تورم بوده است.

بررسی ویژگی‌های فنی شیشه لباسشویی و استانداردهای مورد نیاز در تولید آن

۸ بازديد

شیشه ماشین لباسشویی در ظاهر ممکن است قطعه‌ای ساده به نظر برسد، اما از نظر فنی یکی از بخش‌هایی است که باید مجموعه‌ای از الزامات مهندسی را به‌طور هم‌زمان برآورده کند. این قطعه در شرایطی مورد استفاده قرار می‌گیرد که ترکیبی از رطوبت، تغییرات دما، فشارهای ناشی از حرکت دستگاه و تماس مداوم با محیط خانگی را تجربه می‌کند. بنابراین شیشه لباسشویی باید به گونه‌ای طراحی و تولید شود که ضمن حفظ شفافیت و زیبایی ظاهری، مقاومت مکانیکی و پایداری عملکردی مناسبی نیز داشته باشد.

یکی از نخستین ویژگی‌های فنی مهم در شیشه لباسشویی، مقاومت در برابر تنش‌های حرارتی است. ماشین لباسشویی در برنامه‌های مختلف ممکن است با آب سرد، ولرم یا گرم کار کند و این تغییرات دمایی در چرخه‌های مداوم، قطعه را تحت فشار قرار می‌دهد. شیشه‌ای که برای چنین کاربردی طراحی می‌شود باید بتواند بدون ایجاد ترک، کدرشدگی یا تغییر فرم، این تنش‌ها را تحمل کند. از این رو انتخاب جنس مناسب در تولید این قطعه از اهمیت بالایی برخوردار است.

ویژگی مهم بعدی، مقاومت در برابر فشارهای مکانیکی است. در حین کارکرد دستگاه، به‌ویژه در مراحل چرخش، لرزش‌ها و نیروهای متغیری در ساختار کلی ماشین لباسشویی ایجاد می‌شود. شیشه باید این نیروها را به شکل پایدار تحمل کند و در برابر ضربات معمولی ناشی از استفاده روزمره نیز مقاوم باشد. در خانواده‌هایی که استفاده از لباسشویی زیاد است، دوام این قطعه اهمیت دوچندان پیدا می‌کند.

از منظر طراحی صنعتی، شیشه لباسشویی تنها نباید مقاوم باشد، بلکه باید دارای کیفیت نوری مناسب نیز باشد. شفافیت کافی، نبود اعوجاج در دید و یکنواختی سطح از جمله عواملی هستند که بر کیفیت نهایی این قطعه اثر می‌گذارند. اگر شیشه از نظر اپتیکی کیفیت لازم را نداشته باشد، دید کاربر به فضای داخلی دچار اختلال می‌شود و این مسئله از نظر زیبایی و تجربه کاربری مطلوب نخواهد بود.

استانداردهای تولید شیشه لباسشویی همچنین شامل دقت ابعادی و سازگاری کامل با طراحی درب است. این قطعه باید دقیقاً متناسب با ساختار دستگاه تولید شود تا پس از نصب، بدون تنش اضافی در جای خود قرار بگیرد. حتی اختلاف‌های جزئی در انحنا، ضخامت یا قطر می‌تواند بر نتیجه نهایی نصب و دوام قطعه اثر منفی بگذارد. به همین دلیل برندهای معتبر در تولید شیشه لباسشویی از قالب‌ها و فرآیندهای کنترل کیفیت دقیق استفاده می‌کنند.

مسئله مهم دیگر، دوام ظاهری شیشه در برابر عوامل محیطی است. این قطعه باید در برابر بخار، مواد شوینده، رطوبت و پاک‌کننده‌های رایج خانگی مقاومت کافی داشته باشد. اگر سطح شیشه به سرعت دچار خط و خش، تیرگی یا لک‌پذیری شود، نه‌تنها زیبایی دستگاه کاهش پیدا می‌کند، بلکه دید کاربر نیز مختل خواهد شد. بنابراین در فرآیند طراحی و تولید، کیفیت سطح و مقاومت شیمیایی نیز مورد توجه قرار می‌گیرد.

در صنعت تعمیرات، شیشه لباسشویی یکی از قطعاتی است که کیفیت نسخه جایگزین آن اهمیت بسیار زیادی دارد. استفاده از شیشه‌ای که استانداردهای لازم را نداشته باشد، می‌تواند ریسک خرابی مجدد، افت ظاهر دستگاه و حتی مشکلات عملکردی را افزایش دهد. به همین دلیل توصیه می‌شود هنگام خرید این قطعه، صرفاً به ظاهر مشابه اکتفا نشود و مشخصات فنی و سازگاری دقیق بررسی شود.

در نهایت، شیشه لباسشویی نمونه‌ای از قطعاتی است که تلفیقی از مهندسی مواد، طراحی صنعتی، ایمنی مصرف‌کننده و کیفیت ساخت را در خود دارد. هرچقدر این قطعه با استانداردهای دقیق‌تری تولید شود، عملکرد کلی دستگاه، رضایت کاربر و طول عمر محصول نیز در سطح بالاتری قرار خواهد گرفت. برای شیشه لباسشویی اینجا کلیک کنید.

کارشکنی جدید آمریکا و لغو سهمیه بلیت هواداران ایرانی

۷ بازديد

فدراسیون فوتبال ایران از کارشکنی جدید آمریکا به عنوان یکی از میزبانان جام جهانی و لغو سهمیه بلیت‌های ایران در جام جهانی خبر داد.

 

به گزارش ایسنا، فدراسیون فوتبال با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد: در حالی که کمتر از ۳ روز تا آغاز جام جهانی ۲۰۲۶ باقی مانده است، متأسفانه در ادامه مجموعه‌ای از تصمیمات و اقدامات خارج از چارچوب‌های متعارف ورزشی از جانب کشور میزبان، این بار آمریکا اقدام به کارشکنی برای حضور هواداران ایرانی در ورزشگاه محل برگزاری ۳ بازی تیم ملی در مرحله گروهی جام بیست و سوم کرده است.

بر اساس مقررات و رویه‌های متداول تعیین‌شده از سوی فیفا، ۸ درصد از ظرفیت بلیت‌های هر مسابقه به فدراسیون‌های حاضر در جام جهانی اختصاص می‌یابد تا هواداران هر کشور بتوانند از طریق سازوکار رسمی و با هماهنگی فدراسیون متبوع خود نسبت به تهیه بلیت اقدام کنند.

فدراسیون فوتبال جمهوری اسلامی ایران نیز بر همین اساس و پس از دریافت سهمیه مربوطه، از طریق سایت رسمی خود فرآیند فروش بلیت‌های دیدارهای تیم ملی مقابل نیوزیلند، بلژیک و مصر را آغاز کرد.

با این حال و در اقدامی غیرمنتظره، سهمیه اختصاص‌یافته به فدراسیون فوتبال ایران از این مجموعه سلب شده و در شرایط فعلی امکان ارائه حتی یک بلیت از طریق فدراسیون به هواداران تیم ملی وجود ندارد. این در حالی است که بسیاری از علاقه‌مندان فوتبال ایران با اعتماد به فرآیند رسمی اعلام‌شده، برنامه‌ریزی‌های لازم برای حضور در محل برگزاری مسابقات را انجام داده بودند.

محروم کردن هواداران ایرانی از دسترسی به سهمیه قانونی و رسمی بلیت‌های اختصاص‌یافته، اقدامی مغایر با روح حاکم بر رقابت‌های بین‌المللی و اصل برابری میان کشورهای شرکت‌کننده است. این اتفاق، پرسش‌های جدی درباره دخالت ملاحظات غیر ورزشی و سیاسی در روند برگزاری بزرگ‌ترین رویداد فوتبال جهان ایجاد کرده است.

هواداران فوتبال ایران همواره در تمام رقابت‌های بین‌المللی با رعایت قوانین و احترام به اصول حرفه‌ای، یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های معنوی تیم ملی بوده‌اند و انتظار می‌رود حقوق قانونی آنها همانند هواداران سایر کشورها مورد احترام قرار گیرد.

لذا ضمن ابراز ناخرسندی نسبت به این روند، از فیفا و مسئولان برگزاری مسابقات انتظار می‌رود با پایبندی به اصول بی‌طرفی، عدالت و مقررات مصوب، شرایط لازم را برای بهره‌مندی هواداران ایرانی از حقوق قانونی خود فراهم آورده و اجازه ندهند مسائل خارج از زمین فوتبال، بر بزرگ‌ترین تورنمنت فوتبالی جهان سایه افکند.